على آقا نورى

182

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

تصميم دستگاه خلافت عباسى بر سخت‌گيرى و ميزان اقبال مردمى و توان مقاومت مخالفان ، و از وظايف مهم‌تر و رسالت اصلى خود غافل نبودند . اين مهم نه‌تنها موجب شد كه آن بزرگان به مخالفت علنى و حركات زودگذر احساسى و دردسرزا ، و عموما بدون نتيجه ، نپردازند بلكه علويان و ديگر پيروان خود را نيز از آن منع كنند . « 1 » هرچند دلسوزى آنان نسبت به اين دسته از خويشاوندان در مواردى با مخالفت و ترشرويى انقلابيون واقع مىشد و آنان متهم به حسادت مىشدند . تفاوت اين سيره به گونه‌اى بود كه حاكمان عباسى ، با همه شناختى كه از اهداف و مخالفت‌هاى امامان با خود داشتند ، گاهى مجبور بودند به سياست مماشات و احترام ظاهرى نسبت به آن بزرگان روى آوردند « 2 » و حتى الگوگيرى از امامان شيعه را به جناح تندرو و مخالفان علوى خود گوشزد مىكردند . « 3 » آنان در موارد زيادى نه‌تنها دشمنى و رقابت خود را با امامان آشكار نمىكردند بلكه مجبور بودند به برترى دانش و اصالت خانوادگى آنان بر خاندان خود اقرار كرده و خواسته يا نخواسته به تعريف و تمجيد از آنان بپردازند . « 4 »

--> ( 1 ) . مسعودى ، همان ، ج 3 ، ص 217 . موارد زيادى از منع ائمه از قيام سياسى ، نظامى را بنگريد : حر عاملى ، وسائل الشيعه ، ج 11 ، باب 13 ، از ابواب جهاد العدو بررسى برخى از اين احاديث را بنگريد ، منتظرى ، حسينعلى ، دراسات فى ولاية الفقيه ، ج 1 ، ص 205 - 255 . ( 2 ) . مواردى از آن را نك : صدوق ، عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 78 - 89 . ( 3 ) . منصور در نامه‌اى كه در زمان حيات امام صادق عليه السّلام محمد نفس زكيه نوشته مىگويد : « در ميان خاندان شما بعد از وفات پيامبر ، برتر از على بن حسين ، متولد نشده است و او از پدر تو حسن به حسن نيكوتر و پس از او نيز در ميان شما ، بهتر از محمد بن على نبود و او نيز از پدر تو بهتر بود و اكنون نيز در مقابل شما برتر از جعفر بن محمد نيست كه او نيز بر تو ارجح است ( ابن عبدربه ، العقد الفريه ، ج 5 ، ص 82 و 83 ) . ( 4 ) . از جمله نك : صدوق ، عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 78 - 85 . در اين موارد نكاتى مبنى بر اذعان هارون الرشيد به جايگاه برتر امام بر عباسى عنوان شد . جالب اينكه در يك گزارش ، هارون با اشاره به امام موسى بن جعفر مىگويد : « هذا من رهبان بنى هاشم » و در پاسخ اين پرسش ربيع زندان به امام ، كه چرا بر وى سخت‌گيرى مىكنى و او را در زندان انداخته‌اى ، مىگويد « هيهات لا بد من ذالك » ، ( همان ، ص 89 . )